۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه


سلام ای غروب غريبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدايی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشين هميشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مينای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رويای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمی رد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سايه سار هميشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار هميشه