سه‌شنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۸


وقت تمــوم

تعطیـــــــــــــــل شد


عاشقانه های هنگام سحر

شوق لحظه های افطار

و دلتنگی های شبهای قدر

هدیه ایست به خداوند

در قنوتهای بارانی نماز فطر

لبخند رضایت حضرت دوست ، زینت جانتان باد!

عیدتان مبارک!!...

می روم، باید رفت ، در خون تپید و پرپر

سیمرغ مرغان را در خون تپیده دوست تر دارد.

هدهد بود که این را به من گفت.

راستی اگر دیگر نیمامدم ، یعنی که

آتش گرفته ام ؛ یعنی که شعله ورم

یعنی سوختم ؛

یعنی خاکسترم را هم باد برده است ...




آخرین برگ سفرنامه ی باران این است

که زمین چرکین است...




...گفتنی‌ها کم نیست

من و تو کم گفتیم

مثل هزیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم...