۱۳۸۷ شهریور ۲۵, دوشنبه


برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات مان ببیند.

گوش که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود .

برای تو و خویش ، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد.

زبانی که در صداقت خود ، ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیز که در بندمان کشیده است سخن بگوییم.