می روم، باید رفت ، در خون تپید و پرپر
سیمرغ مرغان را در خون تپیده دوست تر دارد.
هدهد بود که این را به من گفت.
راستی اگر دیگر نیمامدم ، یعنی که
آتش گرفته ام ؛ یعنی که شعله ورم
یعنی سوختم ؛
یعنی خاکسترم را هم باد برده است ...
و گاهی می توان آنقــــــــــدر بهتر شد که به آسمان ها رسید ...