من و تو هر 2 غریبیم چرا ما نشویم؟
گل پژمرده ی باغیم چرا وا نشویم؟
من و تو هر 2 غریبیم ولی همکیشیم
من و تو هر 2 به یک پنجره می اندیشیم
فصل نشکفتن ما نیست بیا باز شویم
امشب ای دوست بیا عازم پرواز شویم
دیشب از کوچه گذشتم که به اینجا برسم
یعنی از مشک ترک خورده به دریا برسم
تو بیا تا به فراسوی طبیعت برویم
از همین کوچه به دیوار محبت برسیم
اگر آلاله غریب است گناه من و توست
عشق بر روی صلیب است گناه من و توست
دل من تشنه ی آب است نمی دانی تو؟
دل من مست و خراب است نمی دانی تو؟
امشب ای دوست تو را باز تو را می خواهم
تا پریدن شود آغاز باز تو را می خواهم
دل دیوانه کم و بیش تو را می خواهد
دل من بیشتر از پیش تو را می خواهد